29 (300 x 225).jpg

 

گهواره خونین

ای عندلیبان گلشن خراب است

آهسته نالید اصغر بخواب است

از ذکر خوابش گریان رباباس

لایی لایی از سفر برگشته رودم

محوسیمای برادرگشته رودم

*

لالا بر آنکه خواب ندارد چه فایده

ماندن بر آنکه تاب ندارد چه فایده

گیرم تو را حسین بگیرد ، بغل کند

وقتی دو قطره آب ندارد چه فایده 

احساس مادری به همین شیر دادن است

آری ولی رباب ندارد چه فایده 

انداختن حِرز ، اگر چه به گردنت

تا صورتت نقاب ندارد چه فایده

پرسش نکن سه شعبه برایم بزرگ بود

وقتی کسی جواب ندارد چه فایده

با چه سر تو را به نی بند میکنند

زلفی که پیچ و تاب ندارد چه فایده

 

* *  *

 

تو رفتی مادرت حیران شد ای وای

 

تمام خیمه ها ویران شد ای وای

 

مگر تیرسه شعبه خنجری بود

 

سرت بر پوست آویزان شد ای وای

 

**

 

اگر بستند راه چاره ات را

 

به خون شستند حلق پاره ات را

 

تسلای دل مادرنموند

 

شکستند عاقبت گهواره ات را

 

**

 

نمودی بر پدر یاری عزیزم

 

از او کردی طرفداری عزیزم

 

الهی مادرت دورت بگردد

 

چه قبرکوچکی داری عزیزم

 

**

 

غمت برسینه بردل نیشتر بود

 

جگر ازدل دل ازاو ریشتر بود

 

عزیزم با که گویم این مصیبت

 

قد تیر از قد تو بیشتر بود

 

*   *   *

 

مثل پرنده بال گشودی رها شدی

 

کوچک ترین ستاره سر نیزه ها شدی

 

لعنت به لای لایی این نیزه دار تو

 

باعث شده است بر سر نی بی صدا شدی

 

زخم سرت برابر زخم عمو شده

 

بر روی نیزه ها چقدر جا به جا شدی

 

بعد از تو گاهواره به دردم نمی خورد

 

چه زود پر کشیدی و از من جدا شدی

 

بر روی دست باد عزیز دل رباب

 

مانند زلف های پریشان رها شدی

 

در آسمان کرب و بلا ردّ خون توست

 

تو یک تنه برای خودت کربلا شدی