23.jpg

 

ای شهیدی که لب تشنه بریدند سرت

لاله سان سوخت ز داغ علی اکبر جگرت

تشنه لب هیچ مسلمان نکشد کافر را

تو چه کردی که لب تشنه بریدنت سرت

تشنه و بی کس ودلخسته وبی یار وغریب

نه طبیبی به کنارو نه انیسی به برت

کس به پهلوی تو ننشست به جز خنجر وتیر

کس نیامد به جز از ناوک پیکان به برت

بر لب خشک تو آبی پسر سعد نریخت

با وجودی که بدی ساقی کوثر پدرت